دغدغه های تربیت

فضایی خودمانی برای طرح دغدغه های تربیتی

دغدغه های تربیت

فضایی خودمانی برای طرح دغدغه های تربیتی

دغدغه های تربیت

«لأن یهدی اللهُ بک رجلاً واحداً خیرٌ لک مما طلعَت علیه الشمس _ اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند، برای تو از هر آنچه خورشید بر او می تابد برتر است.» (رسول اکرم صلی الله علیه و آله)
آدمی، حاصل تربیت است و تنها تربیت است که از بنی آدم، انسان می سازد.
جامعه، محصول تربیت تک تک اعضای آن است و مشکلات آن، ناشی از عدم تربیت صحیح.
بر آنیم تا با فراهم آوردن فضایی دوستانه، اندکی بیش از پیش به این بحث اساسی بپردازیم، رهنمودهای بزرگان این عرصه را نقل کنیم و نظرات و دغدغه های تربیتی خود و شما را به بحث بگذاریم. باشد که جرقه هایی در اذهانمان بیفتد و آتش عشق به تربیت و تعلیم، این شغل مقدس پاکان، در ما شعله ور تر گردد.

google+
آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درد دل» ثبت شده است

چرا اساتید دانشگاه ما با هم تعامل ندارند؟

دوشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۳، ۰۳:۳۶ ب.ظ

چندی پیش در یک نشست جمع و جور علمی، سخنران - که خود تجربه ی استادی دانشگاه را داشت - موضوعی را در حاشیه طرح کرد که برای من از متن جذاب تر و دغدغه آفرین تر بود: ذیل بحثِ نبود نظریه ی تربیتی در ایران، به این مسأله اشاره کرد که چرا اساتید دانشگاه ما با هم دعوای علمی نمی کنند؟! بحث علمی یعنی دعوا، یعنی قشون کشی! اساتید ما نظر یکدیگر را قبول ندارند (اگر احیاناً نظر علمی از برای خود داشته باشند!) اما اصلاً دیگری را قابل نمی دانند که بخواهند با او بحث کنند! این می آید سر کلاس حرف خودش را می زند، آن یکی حرف خودش را، در راهرو هم سلام و علیک و حال و احوال فرمالیته ای می کنند و می روند پی کار خودشان! مگر این که یک دانشجو خودش دنبال فهم چیزی برود که در این صورت هم از ترس این که مبادا آقای دکتر فلانی و خانم دکتر فلانی آزرده خاطر شوند، نمی تواند موضعی بگیرد و آخر به جای درست و حسابی نمی رسد! خلاصه، بحث علمی بین اساتید ما نیست.

این موضوع برای من جای سؤال بود؛ لذا هفته ی پیش، از فرصت تشکیل نشدن کلاس بهره بردم و دغدغه ام را با یکی از اساتید خوبمان مطرح کردم، که چرا اساتید ما با هم دعوا ندارند؟! در ادامه، برداشتی مختصر از بیانات (یا بهتر است بگوییم درددل های) استاد را - تا آن جا که در خاطرم مانده -می خوانیم...

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسکم

يكشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۳، ۱۰:۵۹ ب.ظ

واقعاً خیلی از کارهایی که ما انجام می دهیم را اگر متربیان و شاگردان و بچه هایمان انجام دهند، مدت ها از خواب و خوراک می افتیم که چرا منِ مربی نتوانستم فلانی را طوری تربیت کنم که فلان خطا را نکند!! دقایقی فکر کنیم ... این طور نیست؟

اصلاً ما باید که را تربیت کنیم؟

مولا علیه السلام فرمود:

«مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسّ إماماً فَلیَبدَأ بتَعلیمِ نَفسِهِ قبلَ تأدیبِ غَیرِهِ و لْیَکُن تَأدِیبُهُ بسیرتهِ قبلَ تأدِیبِهِ بلسَانِهِ و مُعَلِّمُ نَفسِهِ و مُؤَدِّبُهَا أحَقُّ بالإجلَالِ مِن معلم النَّاسِ و مُؤَدِّبِهِم.»

کسی که خود را پیشوای مردم قرار می دهد، باید قبل از آن که به تأدیب دیگران اقدام کند، آموزش خود را آغاز نماید

و تربیت او با رفتارش باید بر تربیت با گفتارش مقدَّم باشد

و کسی که آموزگار و ادب کننده ی خود باشد، بیش از آموزگار و ادب کننده ی مردم سزاوار ستایش است.

نهج البلاغه، حکمت 73