دغدغه های تربیت

فضایی خودمانی برای طرح دغدغه های تربیتی

دغدغه های تربیت

فضایی خودمانی برای طرح دغدغه های تربیتی

دغدغه های تربیت

«لأن یهدی اللهُ بک رجلاً واحداً خیرٌ لک مما طلعَت علیه الشمس _ اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند، برای تو از هر آنچه خورشید بر او می تابد برتر است.» (رسول اکرم صلی الله علیه و آله)
آدمی، حاصل تربیت است و تنها تربیت است که از بنی آدم، انسان می سازد.
جامعه، محصول تربیت تک تک اعضای آن است و مشکلات آن، ناشی از عدم تربیت صحیح.
بر آنیم تا با فراهم آوردن فضایی دوستانه، اندکی بیش از پیش به این بحث اساسی بپردازیم، رهنمودهای بزرگان این عرصه را نقل کنیم و نظرات و دغدغه های تربیتی خود و شما را به بحث بگذاریم. باشد که جرقه هایی در اذهانمان بیفتد و آتش عشق به تربیت و تعلیم، این شغل مقدس پاکان، در ما شعله ور تر گردد.

google+
آخرین نظرات

موقعیت تربیتی - سرزنش بیجا

جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۴۱ ب.ظ

ما فکر می‌کنیم باید همه‌ی کارهای خوب و بد کودک را همان جا تشویق و تنبیه کنیم؛ آخر ما باید او را اصلاح کنیم! بچه نباید بی‌تربیت باشد! بچه باید انضباط یاد بگیرد و ...kid&broom

داشتم حیاط را جارو می‌زدم ... خواهرزاده‌ی 4 ساله‌ام آمد و گفت: «دایی، این گَرده گُلا که ما جمع کرده بودیم کو؟» یادم افتاد یک کیسه از این گرده‌های گل که در فصل پاییز از بعضی درختان روی زمین می‌ریزد (و دقیقا نمی‌دانم اسمش چیست!)، با برادرش جمع کرده بودند. حالا آمده بود نُطُق می‌کشید که «دایی، اینا رو چیکار کردی؟ چرا دیگه نیستن؟!»

صادقانه گفتم: «خب شما به اندازه کافی جمع کرده بودین دیگه، من بقیه اش رو جارو کردم.» اما انگار چندان هم جای پاسخی چنین صریح نبود؛ عصبانی شد. البته خیلی زیرکانه و نه پرخاشگرانه: آمد از برگ‌ها و آشغال‌هایی که جمع کرده بودم یک گوشه، یک مشت برداشت و صاف رفت ریخت جایی که جارو و تمیز شده بود. 

خب در این موقعیت ما معمولاً چه می‌کنیم؟ اقلّ قضیه این است که خمی به ابرو می‌کشیم و ناصحانه غر می‌زنیم که: «عزیزم این کارت اصلاً خوب نبود. ببین اینجا کثیف شد چه زشت شد!» بعد هم بچه - که در موضع قدرت است و احساس پیروزی می‌کند - با کمال پررویی پوزخندی می‌زند و می‌گوید: «خیلی هم خوشگل شد!» اینجاست که می‌بینیم دیگر خطای کودک خیلی بزرگ شده، آخر او به بزرگترش بی‌احترامی کرده و مستحق یک تنبیه جدی‌تر است! از روی وظیفه هم که شده، برخوردی می‌کنیم و تذکری و تنبیهی و احیاناً - اگر مثل اکثر بزرگترهای امروزی بی‌حوصله باشیم - فریادی و نواختنی و ...

مرحله‌ی بعد چیست؟ طفل معصوم که تا دقایقی پیش سرزنده و کودکانه مشغول بازی (بخوانید: یادگیری، زندگی، رشد ...) بوده، بسته به روحیه‌اش، عصبانی می‌شود و پرخاش می‌کند، لج می‌کند و با خرابکاری‌های عمدی‌اش سوهان روح می‌شود و یا حداقل دمغ می‌شود و احساس گناه می‌کند و بدین ترتیب، باعث بدخلقی بیشتر ما و تکرار رفتارهای منفی اطرافیان می‌گردد. بسته به تعداد، کیفیت و شدت سرزنش‌ها و تنبیه‌هایی که می‌بیند، این حالات بیشتر و بیشتر می‌شود تا جایی که رفته رفته شخصیتی لجوج، ضداجتماعی، دریده و بی‌حیا، پرخاشگر و یا ترسو، خودخور، با خودپنداره‌ی منفی و گوشه‌گیر پیدا خواهد کرد.

چه زیبا فرمود پدر مهربان ما، امیرالمؤمنین (علیه السلام) که:

«الإفراطُ فی المَلامة یَشُبُّ نیرانَ اللِّجاج

سرزنش بیش از حد آتش لجاجت را شعله‌ور می‏‌سازد. (1)

وای بر پدر و مادری که با زیاده روی در سرزنش، باعث می‌شوند فرزندشان به جای آن که آنان را پناهگاه خود بداند، دائم از ایشان فراری باشد و نسبت به آن‌ها عقده پیدا کند. بگذریم...

برگردیم به داستان. اگر این نکته در ذهنم نقش نبسته بود، قطعاً من هم همان گونه با این طفل معصوم برخورد می‌کردم که شرح آن رفت؛ اما وقتی دیدم "دارد با این کارش، توجه مرا جلب می‌کند" و فهمیدم "درد او گرده‌ی گیاه نیست؛ که توجه و عاطفه‌ی انسان است"، خیلی ساده با لبخند و بدون عصبانیت به او گفتم: «آفرین! برگ‌ ها رو ریختی اونجا که خودت جمع کنی؟ دوست داری تو هم جارو کنی؟» او هم که هم شیطنت کودکانه‌اش ارضا شده بود و هم فرصت تفریحی خوبی پیش رویش می‌دید، با تأملی یک ثانیه‌ای گفت: «آره!»، جارو را گرفت و مشغول شد!

البته واکنش تربیتی صحیح در این موارد، مستلزم دو چیز است: 

  1. مهارت‌ها و شایستگی‌های فردی (شرح صدر، پرظرفی، کنترل خشم ...)
  2. دانش تربیتی.
دانستن واقعیات تربیتی و حساسیت رفتار صحیح با کودک، خود به ما کمک می‌کند که ظرفیت خود را افزایش دهیم و رفتاری زیبا داشته باشیم. (زیبا = زیبنده، شایسته؛ نه لزوما خیلی مهربانانه. شکی نیست که تنبیه هم لازم است.)


پ.ن: چه خوب است شما هم موقعیت‌های تربیتی خود را به اشتراک بگذارید. چه در این وبلاگ (با ارسال متن به صفحه‌ی ارتباط با ما) و چه در فضاهای مجازی دیگر.


1) تحف العقول، ص 84. ترجمه از: سایت مرکز اطلاع‌رسانی غدیر

نظرات (۴)

  • سید احمد مدارایی
  • تحلیل داستان و پیام آن

    داستان ارائه شده، یک نمونه‌ی بسیار خوب از یک موقعیت تربیتی رایج است که در آن، واکنش والدین یا بزرگترها به رفتار کودک، نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری شخصیت و رفتارهای آینده‌ی کودک ایفا می‌کند.

    پیام اصلی داستان:

    • سرزنش بیجا، نتیجه معکوس دارد: داستان نشان می‌دهد که سرزنش کردن کودک به جای آنکه او را به سمت رفتار درست هدایت کند، ممکن است باعث لجبازی، پرخاشگری و ایجاد فاصله عاطفی بین کودک و بزرگتر شود.
    • اهمیت توجه و درک نیازهای کودک: کودک با رفتار خود، به دنبال جلب توجه بزرگتر است. با درک این نیاز و برقراری ارتباط مثبت، می‌توان به نتیجه‌ی بهتری دست یافت.
    • اهمیت آموزش و همراهی به جای تنبیه: به جای سرزنش کردن، می‌توان به کودک آموزش داد و او را در انجام کارها همراهی کرد. این روش، نه تنها باعث می‌شود کودک رفتار درست را یاد بگیرد، بلکه اعتماد به نفس او را نیز تقویت می‌کند.
    • تأثیر کلمات و لحن صدا: نحوه‌ی بیان کلمات و لحن صدا در هنگام صحبت با کودک، نقش بسیار مهمی در انتقال پیام دارد. استفاده از لحن آرام و محبت‌آمیز، تأثیر بسیار بیشتری نسبت به لحن تند و سرزنش‌آمیز دارد.

    نکات کلیدی در داستان:

    • کودک به دنبال جلب توجه است: رفتار کودک در این داستان، نشان می‌دهد که او به دنبال جلب توجه بزرگتر است.
    • سرزنش، باعث ایجاد احساسات منفی در کودک می‌شود: سرزنش کردن، باعث می‌شود کودک احساس گناه، خشم و ناامیدی کند.
    • آموزش و همراهی، روش مؤثرتری برای تربیت کودک است: با آموزش دادن و همراهی کردن کودک، می‌توان به او کمک کرد تا رفتارهای درست را یاد بگیرد.
    • اهمیت ایجاد ارتباط مثبت با کودک: ایجاد ارتباط مثبت و صمیمانه با کودک، باعث می‌شود او احساس امنیت و آرامش کند و به راحتی به بزرگتر اعتماد کند.

    کاربردهای این داستان در تربیت کودکان:

    • آگاهی‌بخشی به والدین و مربیان: این داستان می‌تواند به والدین و مربیان کمک کند تا اهمیت رفتارهای کلامی و غیرکلامی خود در تربیت کودکان را درک کنند.
    • تغییر نگرش نسبت به تربیت: این داستان می‌تواند به تغییر نگرش والدین و مربیان نسبت به تربیت کودکان کمک کند و آن‌ها را به سمت استفاده از روش‌های مثبت و مؤثر‌تر هدایت کند.
    • تقویت مهارت‌های ارتباطی: این داستان می‌تواند به والدین و مربیان کمک کند تا مهارت‌های ارتباطی خود را با کودکان تقویت کنند.

    در کل، این داستان یک مثال بسیار خوب از اهمیت استفاده از روش‌های مثبت و مؤثر در تربیت کودکان است. با توجه به این داستان، می‌توان نتیجه گرفت که برای تربیت کودکان، باید به جای تمرکز بر تنبیه و سرزنش، بر ایجاد ارتباط مثبت، آموزش و همراهی تمرکز کنیم.

    آیا می‌خواهید در مورد جنبه‌های دیگری از این داستان صحبت کنیم؟ مثلاً می‌توانیم در مورد تأثیر این نوع برخوردها بر عزت نفس کودک یا روش‌های جایگزین برای برخورد با رفتارهای نامناسب کودکان بیشتر صحبت کنیم.

    پاسخ:
    ممنون. کامنت از اصل متن مفصل‌تر بود :)

    هوش مصنوعی نوشته بود؟ ادبیات متن مثل هوش مصنوعیه. البته اشکال نداره ها :))
  • دوست ناشناس
  • منظور من این بود که برخورد باید معمولی باشه نه اونطوری که اغلب بزرگترها با بچه ها صحبت می کنن و واقعا بچه ها متوجه برخورد مصنوعی می شن و خیلی روشون تاثیر نمی گذاره...من خودم تو مکه با بچه های هم کاروانمون خیلی اینطور برخورد می کردم مثلا یکبار اتوبوس دیر امد پسر بچه خیلی می دوید و فرار می کرد مادرش هر چقدر می خواست کنترلش کنه توجهی نمی کرد بعد من صداش کردم خیلی جدی بهش گفتم  الان اون اقا که اونجاس داشت با عصبانیت بهت نگاه میکرد اینا اگر ناراحت بشن ممکنه دعوات کنن بعد  تو خودت ناراحت می شی و یکم از این حرفا زدم جالبه که مادرش هم هی به عربه با تعجب نگاه می کرد هنوز تردید داشت دارم راست میگم واقعا یا قصه چیه!نتیجه این شد که بچه اروم نشست و ما با هم صحبت کردیم تا اتوبوس امد ....البته لحنم ترسناک یا خشک نیست مهربون معمولیه که اغلب موثر واقع می شه با توجه به اینکه پسرم آی کیو ش کمی از بچه های همسنش بالاتره و این کارم رو مشکل تر می کنه ولی هر بار که بخوام مهم بودن مسئله ای رو بهش بگم موفق می شم درحالی که اغلب می بینم تو خیابون پدر و مادر ها خیلی مشکل دارن برای برقراری ارتباط با بچه ها مثلا نمی خوان چیزی بخرن ولی بچه با گریه و فریاد میخواد نمیخوان جایی برن ولی بچه با سرو صدا میخواد این مشکل رو تا بحال من نداشتم پسرم پنج سال و نیم است خیلی شر و پر حرف و پر جنب و جوشه ولی تا بحال برای خرید چیزی از این کارها نکرده چون به همین روش که گفتم خیلی معمولی برخورد میکنم اگر چیزی بخواد و نخوام بخرم:وااای یحیی جون منم دلم می خواد اینو داشته باشی ولی الان پول ندارم بیا پول هامونو جمع کنیم بخریمش واای یعنی میشه ...اینطوری که می گم خودش بهم می گه حالا غصه نخور من پولامو خودم جمع می کنم می خرم یا از این واکنش های قشنگ که خیلی بهم حال میده...ببخشید من پر حرفی کردم البته میدونم حرفهام شاید علمی یا خیلی واضح نباشه

    پاسخ:
    نه اختیار دارید خیلی هم عالی.
    خدا آقا یحیی رو هم حفظ کنه.
  • پاسخ به عطار کوچولو
  • واقعا سخت نیست باید خیلی معمولی همونطور که با همسن های خودت صحبت میکنی باهاش حرف بزنی نه تغییر لحن بدی نه کلمات بچه گانه به کار ببری کاملا معمولی برخورد کن
    پاسخ:
    در مورد این پاسخ -که دوست ناشناسی دادن- تردید دارم. 
    بالاخره باید با ادبیات کودک هماهنگ باشد یا نه؟

    چون که با کودک سر و کارت فتاد
    پس زبان کودکی باید گشاد ...
  • عطار کوچولو
  • ای جانم...
    چه عکسی! ؛)

    .............

    ببین یه مسئله ای وجود داره و اینه که در واکنش نوع دوم که پیشنهاد دادی، خیلی مهمه که بچه رفتار تو رو باور کنه و فکر نکنه داری بازی اش میدی.

    و خب... این خیلی سخته! 
    راه حل داری؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی